تبلیغات ویژه

» خرید ممبر تلگرام »طراحی سایت و سئو »خرید فالوور و لایک »ادمین حرفه ای اینستاگرام »پکیج آموزش ارزهای دیجیتال »تبلیغات در اینستاگرام »خرید پیج اینستاگرام

مطالب مهم




ارتباط سیستم لیمبیک با سلامت عاطفی و روانی ما

تقویم فارسی اندروید

سیستم لیمبیک اگرچه از نظر حجم تنها بخش کوچکی از مغز است اما برخی از اساسی‌ ترین، حیاتی‌ ترین و معنادارترین نقش‌ ها را در میان تمام ساختارهای مغز دارد. کلمه لیمبیک از کلمه لاتین limbus به معنای “مرز” گرفته شده است. این به این دلیل است که سیستم لیمبیک یک مرز منحنی در اطراف قسمت های زیر قشری مغز به نام قشر مغز و دی انسفالون تشکیل می دهد.

تا به حال به این فکر کرده اید که کدام قسمت از مغز احساسات را کنترل می کند؟ در حالی که کل سیستم عصبی مرکزی به کنترل احساسات ما کمک می کند، فعالیت های سیستم لیمبیک و سیستم عصبی خودمختار به ویژه بر سلامت عاطفی ما تأثیرگذار هستند. کل سیستم لیمبیک – از جمله زیربخش‌ هایی مانند هیپوکامپ، هیپوتالاموس و آمیگدال – به کنترل واکنش‌ های عاطفی، ارادی، غدد درون‌ ریز و احشایی متعدد به ما کمک می‌ کند که همه ما روزانه آن را تجربه می‌ کنیم.

سیستم لیمبیک

سیستم لیمبیک چیست؟

در میان تمام نواحی مغز، از دیدگاه تکاملی، سیستم لیمبیک یکی از قدیمی‌ ترین و ابتدایی‌ ترین سیستم‌ هاست که صدها هزار سال پیش شکل گرفته است. در واقع، سیستم های مشابهی در بیشتر حیوانات دیگر حتی خزندگان نیز وجود دارد. در گذشته، سیستم لیمبیک گاهی اوقات به عنوان “مغز پالئوممالیان” نیز شناخته می شد.

اگرچه سیستم لیمبیک با سایر نواحی مغز به روش‌ های پیچیده کار می‌ کند و بنابراین بسیار بیشتر از یک نقش است، کلمه‌ ای که به بهترین وجه آنچه را که سیستم لیمبیک کنترل می‌ کند، «احساسات» توصیف می‌ کند. ثانیاً، بخشی از سیستم لیمبیک به نام هیپوکامپ به ما کمک می کند تا خاطرات را شکل دهیم و حفظ کنیم که برای یادگیری و رشد بسیار مهم است.

در تمام مراحل زندگی ما، سیستم لیمبیک و هیپوکامپ نیز به کنترل رفتارهای عاطفی کمک می کنند. در حالی که ساده‌ سازی بیش از حد است که بگوییم احساسات یک نفر فقط توسط عملکردهای لیمبیک تعیین می‌ شود، واضح است که این سیستم نقش مهمی در کمک به ما در انجام کارهایی مانند به یاد آوردن رویدادهای گذشته که هم خوشایند و هم آسیب‌ زا بودند، درک تهدیدات محیط اطرافمان و انتخاب های زندگی مان بازی می‌ کند. بر اساس تجربیات ما، کنترل حرکات بر اساس یادگیری گذشته، شکل دادن به ترجیحات حسی/ دوست داشتن/ دوست نداشتن و خیلی بیشتر به عهده این سیستم است.

عملکرد سیستم لیمبیک

سیستم لیمبیک در بالای ساقه مغز قرار دارد که اعتقاد بر این است که یکی از اولین بخش‌ های مغز است که رشد می‌ کند، به محرک‌ ها واکنش نشان می‌ دهد و اساسی‌ ترین بخش از نظر حفظ زندگی است. در دو طرف تالاموس و زیر مخ قرار دارد.

در میان دانشمندان علوم اعصاب توافق کاملی در مورد اینکه کدام ساختارهای مغز از نظر فنی بخشی از سیستم لیمبیک هستند، وجود ندارد، با توجه به اینکه طبقه‌ بندی دقیق نواحی قشر مغز با توجه به میزان همپوشانی عصبی بسیار دشوار است. همانطور که گفته شد، بیشتر سیستم لیمبیک را نواحی (ساختارهای) قشر مغز تشکیل می‌ دهند، از جمله:

هیپوکامپ: به طور کلی با حافظه و تمرکز مرتبط است اما به کنترل حرکتی نیز کمک می کند (اغلب از طریق آزمون و خطا یاد گرفته می شود). آمیگدال: به ترس و احساسات اضطرابی مربوط می شود. هیپوتالاموس: در درجه اول مسئول تنظیم هورمون ها و حفظ “هموستاز” است (درادامه در این مورد بیشتر توضیح می دهیم). هسته سپتال: با لذت و یادگیری از طریق پاداش و یا تقویت گره خورده است. قشر سینگولات: در بسیاری از جنبه های حافظه و احساسات نقش دارد. شکنج پاراهیپوکامپ: همچنین به حافظه کمک می کند. اجسام پستانی: متصل به آمیگدال و هیپوکامپ فورنیکس: سایر قسمت های مغز از جمله هیپوکامپ و بدن پستانی را به هم متصل می کند.

سیستم لیمبیک یکی از مناطق سخت کار مغز است. برخی از عملکردهای خاص سیستم لیمبیک عبارتند از:

کنترل احساساتی مانند خشم و ترس تنظیم غذا خوردن، گرسنگی و تشنگی پاسخ دادن به درد و لذت کنترل عملکرد سیستم عصبی خودمختار، از جمله مواردی مانند نبض، فشار خون، تنفس و برانگیختگی احساس رضایت جنسی کنترل رفتار پرخاشگرانه یا خشونت آمیز پاسخ دادن به اطلاعات حسی به ویژه حس بویایی

هیپوکامپ بخشی از کل سیستم لیمبیک است اما به درک چگونگی کمک به حافظه در یادگیری کمک می کند. وظایف هیپوکامپ عبارتند از:

تشکیل خاطرات کوتاه مدت و بلند مدت از طریق تجمیع اطلاعات یادگیری مهارت های جدید از پاداش، تنبیه، تقویت و شکست تشخیص چیزهای آشنا در مقابل چیزهای جدید جهت یابی خاطرات ویژه درگیر بویایی (بوییدن) و ارتباط دادن بوها با خاطرات خاص اختلالات سیستم لیمبیک

از آنجایی که بخش‌ های فرعی سیستم لیمبیک در نهایت جنبه‌ های مهم الگوهای خودآگاه و ناخودآگاه ما را تنظیم می‌ کنند – از جمله احساسات، ادراکات، روابط، رفتارها و کنترل حرکتی ما –  ببینید چرا آسیب به این منطقه می تواند مشکلات جدی ایجاد کند.

اختلالات یا رفتارهایی که با اختلال عملکرد سیستم لیمبیک یا گاهی اوقات آسیب به سیستم لیمبیک به دلیل مواردی مانند صدمات تروماتیک یا افزایش سن مرتبط هستند، عبارتند از:

رفتار بازدارنده: این بدان معناست که فردی خطر رفتارها را در نظر نمی گیرد و قراردادها و قوانین اجتماعی را نادیده می گیرد. افزایش خشم و خشونت: این معمولاً با آسیب آمیگدال مرتبط است. برانگیختگی بیش از حد: آسیب آمیگدال یا آسیب به بخش هایی از مغز که به آمیگدال متصل است، می تواند باعث افزایش ترس و اضطراب شود. گاهی اوقات اختلالات اضطرابی با داروهایی درمان می شوند که مناطق آمیگدال را هدف قرار می دهند تا احساسات مبتنی بر ترس را کاهش دهند. کم‌انگیختگی: این می‌ تواند باعث کاهش انرژی یا کمبود انگیزه شود. سندرم کلوور-بوسی: این بیماری با آسیب آمیگدال مشخص می‌ شود که می‌ تواند منجر به افزایش میل به لذت، بیش‌ جنس‌ گرایی، رفتار بازدارنده و قرار دادن اشیاء نامناسب در دهان شود. اختلال در تنظیم اشتها: رفتارهای مخرب مرتبط با پرده دهان یا اختلال عملکرد تالاموس می تواند شامل پرخوری، پرخوری در مدت کوتاه یا خوردن احساسی باشد. مشکل در شکل گیری حافظه: آسیب هیپوکامپ می تواند شامل از دست دادن حافظه کوتاه مدت یا بلند مدت باشد. یادگیری اغلب تحت تأثیر آسیب هیپوکامپ است زیرا به حافظه بستگی دارد. فرد مبتلا به بیماری فراموشی انتروگراد توانایی تشکیل و حفظ خاطرات جدید را از دست می دهد. جالب اینجاست که گاهی اوقات شخصی می تواند خاطرات قدیمیو بلندمدت را حفظ کند اما توانایی ایجاد خاطرات کوتاه مدت جدید را از دست می دهد. اختلالات شناختی، مانند بیماری آلزایمر: تحقیقات نشان می دهد که افراد مبتلا به آلزایمر و از دست دادن حافظه معمولاً آسیب به هیپوکامپ را تجربه کرده اند. این نه تنها باعث از دست دادن حافظه می شود، بلکه باعث سردرگمی و تغییر در خلق و خو نیز می شود.

برخی از راه هایی که هیپوکامپ می تواند آسیب ببیند شامل آسیب رادیکال های آزاد / استرس اکسیداتیو، گرسنگی اکسیژن (هیپوکسی)، سکته مغزی یا تشنج / صرع است.

پیوند عاطفی و روانی

همانطور که احتمالاً جمع بندی کرده اید، سیستم لیمبیک نقش قدرتمندی در ایجاد احساسات مختلف دارد. یکی از راه‌ های مهمی که سیستم لیمبیک بر سلامت عاطفی تأثیر می‌ گذارد، انتقال ورودی حسی از محیط به هیپوتالاموس و سپس از هیپوتالاموس به سایر قسمت‌ های بدن است.

هیپوتالاموس مانند “تنظیم کننده” کنترل هورمون عمل می کند، به بدن کمک می کند تا هموستاز را حفظ کند و سیگنال هایی را به غدد هیپوفیز / تیروئید / آدرنال ارسال کند. این اطلاعات را از بسیاری از قسمت های بدن، از جمله قلب، عصب واگ، روده/سیستم گوارشی و پوست دریافت می کند.

به دلیل عملکرد هیپوتالاموس، سیستم لیمبیک به طور مستقیم بر “پاسخ استرس” شما و این عملکردهای کلیدی کنترل دارد:

ضربان قلب فشار خون نفس كشيدن حافظه سطوح استرس تعادل هورمونی حالات

تعامل بین هیپوتالاموس و بقیه سیستم لیمبیک مسئول کنترل سیستم عصبی خودمختار – از جمله سیستم عصبی سمپاتیک (SNS) و سیستم عصبی پاراسمپاتیک (PNS) است. به عبارت دیگر، SNS و PNS پاسخ “جنگ یا گریز” ما را کنترل می کنند. اختلالاتی مانند اضطراب فراگیر، اضطراب اجتماعی، فوبیا، اختلال دوقطبی و حتی اعتیاد و افسردگی با بیش از حد برانگیختگی، مقادیر بالای اضطراب/ترس و اختلال در عملکرد مبارزه-فرار-پاسخ مرتبط هستند.

اضطراب و مقادیر زیاد استرس (از جمله افزایش سطح کورتیزول) همچنین بر سطوح التهاب، هضم و سلامت روده، عملکردهای قلبی عروقی، سیستم ایمنی بدن و سیستم تولید مثل تأثیر می‌ گذارد و گاهی اوقات به اختلالاتی مانند دیابت، بی‌ خوابی، فشار خون بالا، حساسیت بالاتر به عفونت و ناباروری کمک می‌ کند.

اسانس ها و سیستم لیمبیک

سیستم لیمبیک اطلاعات را از طریق اطلاعات حسی از محیط جمع آوری می کند. همانطور که بارها تجربه کرده اید، حواس شما می تواند وضعیت عاطفی شما را به سرعت تغییر دهد. به عنوان مثال، یک وعده غذایی لذت بخش می تواند باعث آرامش شما شود و صداهای بسیار بلند می تواند باعث ایجاد احساس اضطراب در شما شود.

تا به حال به این فکر کرده اید که چرا برخی بوها انقدر واضح خاطرات و حتی احساسات فیزیکی را تداعی می کنند؟ حس بویایی ما در مقایسه با سایر حواس ما (مانند چشایی، بینایی و شنوایی) منحصر به فرد است زیرا قسمت هایی از مغز را دور می زند که انواع دیگر اطلاعات حسی اغلب نمی توانند. به همین دلیل، بوها اغلب می توانند واکنش های عاطفی فوری و قوی بر اساس خاطرات ایجاد کنند. بوها می توانند ما را در چند میلی ثانیه به رویدادهای گذشته برگردانند و بر اساس رویدادهای گذشته احساس خاصی در ما ایجاد کنند، چه متوجه شویم که چرا ناگهان چنین احساسی داریم چه نشویم.

به عنوان مثال، اسانس ها می‌ توانند اثرات چشمگیری بر عملکرد لیمبیک و احساس شما داشته باشند. این درست است زیرا عطرهای قوی آنها که درون مولکول های فراری یافت می شوند که می توانند به جریان خون شما راه پیدا کنند، خیلی سریع مستقیماً از سد خونی/مغزی عبور می کنند.

همانطور که به خاطر دارید، هیپوکامپ در بویایی نقش دارد. دقیقاً چطور؟ مولکول‌ های معطر موجود در اسانس‌ ها با حسگرهای موجود در بینی شما، ریه ها و منافذ تعامل دارند. تحقیقات نشان می دهد که پیاز بویایی اطلاعات را در قسمت شکمی هیپوکامپ پخش می کند و هیپوکامپ آکسون ها را به پیاز بویایی اصلی (شامل هسته بویایی قدامی و قشر بویایی اولیه) می فرستد. اینگونه است که خاطرات و بوها به هم گره می خورند. پس از درگیر شدن، حسگرها سیگنال‌ های احساسی قوی را بر اساس بوهایی منتشر می‌ کنند که از سیستم لیمبیک (هیپوکامپ) شروع می‌ شود و در بقیه بدن شما به مکان‌ هایی مانند قلب و دستگاه گوارش پخش می‌ شود. از آنجایی که اسانس ها می توانند بر حافظه تأثیر بگذارند، سطح هورمون ها را متعادل کنند و به طور کلی از عملکردهای سالم سیستم لیمبیک حمایت کنند، بسیاری از شواهد علمی جدید نشان می دهد که استنشاق اسانس ها ممکن است یکی از سریع ترین راه ها برای ایجاد فواید فیزیولوژیکی یا روانی باشد. اینها شامل کاهش اضطراب، عصبانیت یا حتی خستگی است. چگونه سیستم لیمبیک را سالم نگه داریم

به منظور حفظ هموستاز و داشتن بهترین احساس، هدف تعادل فعالیت های سیستم عصبی پاراسمپاتیک و سمپاتیک است. فعال‌ سازی بیش از حد یکی باعث اضطراب زیاد می‌ شود، اما فعال سازی بیش از حد دیگری باعث کاهش انگیزه و علائمی مانند خستگی می‌ شود.

در اینجا راه هایی برای کمک به عملکرد روان سیستم لیمبیک وجود دارد:

1. از روغن های ضروری تسکین دهنده یا نشاط آور استفاده کنید

هنگامی که در رایحه درمانی (استنشاقی) استفاده می شود، شواهدی وجود دارد که روغن های ضروری به جریان خون جذب می شوند و سپس هیپوکامپ را تحریک می کنند. این بیشتر به دلیل مقدار رگ های خونی در ریه ها است که روغن ها را می گیرند و سپس آنها را در سراسر بدن از جمله مغز به گردش در می آورند.

استفاده از دیفیوزر می تواند به شما کمک کند تا فواید روغن های ضروری را تجربه کنید یا می توانید آنها را مستقیماً از بطری یا سواب پنبه ای استنشاق کنید. می توانید اسطوخودوس را برای کاهش استرس، ملالوکا را برای پاکسازی هوا، پرتقال وحشی را برای بهبود خلق و خوی کلی خود، کندر را برای روشنگری معنوی و اسانس نعناع را برای بهبود تمرکز و انرژی استفاده کنید.

2. تنفس عمیق را تمرین کنید

تمرینات تنفس عمیق همراه با شل کردن عمدی عضلات، مدار PNS را درگیر می کند و آن را برای استفاده در آینده تقویت می کند. آرامش و تنفس عمیق همچنین SNS جنگ یا گریز را آرام می کند زیرا ماهیچه های شل شده بازخوردی را به مراکز هشدار در مغز ارسال می کنند که هیچ تهدیدی وجود ندارد.

یک راه ساده برای تمرین تنفس عمیق این است که به پشت دراز بکشید و سعی کنید نفس‌ های آهسته و پیوسته را از دیافراگم (نزدیک شکم، بر خلاف قفسه سینه) بکشید. همچنین می توانید دم را به مدت چهار ثانیه انجام دهید، نفس خود را به مدت هفت ثانیه حبس کنید و به مدت هشت ثانیه به آرامی بازدم کنید و این کار را برای پنج تا 10 دقیقه تکرار کنید.

3. تجسم یا تصویرسازی هدایت شده را امتحان کنید

محرک های بینایی تأثیرات مهمی بر سلامت عاطفی، اجتماعی شدن و رفاه دارند. حتی می توان از آنها برای کاهش اختلالات اضطرابی یا علائم اوتیسم استفاده کرد.

برای تمرین، مکانی را با جزئیات به خاطر بیاورید که به شما احساس شادی و آرامش می دهد (مثلاً تعطیلات، حضور در طبیعت یا زمانی که با خانواده سپری می کنید). تصور کنید یا احساس کنید که این تجربه عمیقاً وارد ذهن و بدن شما می شود، ماهیچه های شما را آرام نگه می دارد و احساسات و افکار مثبت تجربه را جذب می کند.

4. ورزش کنید

ورزش به کنترل استرس، تعادل هورمون ها (مانند کورتیزول)، افزایش عملکرد سیستم ایمنی و کاهش التهاب کمک می کند. یکی از راه‌ هایی که این کار را انجام می‌ دهد آموزش سیستم عصبی خودمختار/پاسخ-فرار-پاسخ برای بازگشت سریع‌ تر به حالت عادی پس از دوره‌ های استرس/انگیختگی است.

5. به ذهن آگاهی، سکون و سکوت عادت کنید

برای رسیدن به این هدف می توانید مراقبه هدایت شده یا دعای شفابخش منظم را امتحان کنید. اینها می توانند به شما کمک کنند تا قدردانی را پرورش دهید، استرس را کاهش دهید، به شما کمک کند بیشتر با دیگران ارتباط برقرار کنید، نسبت به چیزهای خوب زندگی خود آگاه تر شوید و احساس شفقت، مهربانی و رفاه را افزایش دهید.

حقایق جالب

کارکردهایی که نواحی مختلف مغز مسئول آن هستند از زمان ارسطو در هزاران سال پیش مورد بحث بوده است. علوم اعصاب از آن زمان تاکنون راه طولانی را طی کرده است، به ویژه اخیراً به لطف مطالعات تصویربرداری مانند MRI. اکنون به طور گسترده پذیرفته شده است که قشر جلوی مغز، آمیگدال، قشر کمربندی قدامی، هیپوکامپ و اینسولا برای کنترل اکثر فرآیندهای عاطفی انسان مشارکت دارند.

امروزه، آموزش به افرادی که با اضطراب یا افسردگی دست و پنجه نرم می‌ کنند، یاد می دهد که سیستم عصبی خودمختار خود را آرام کنند، تمرکز اصلی در تحقیقات روانشناسی، درمان و علوم اعصاب است.

در دهه‌ های اخیر، دانشمندان دریافته‌ اند که مغز ما در تمام طول زندگی‌ مان همیشه در حال سازگاری با محیط‌ هایمان است. ظرفیت مغز برای یادگیری – و تغییر خود بسته به محیطش – نوروپلاستیسیتی نامیده می شود که وقتی به نفع خود استفاده شود به ما کمک می کند علاوه بر دانش بیشتر، شادتر شویم.

سیستم لیمبیک مسئول کنترل رفتارهای «اجتناب» در مقابل «رویکرد» در اکثر حیوانات است – به عبارت دیگر احساس لذت در مقابل اضطراب و درد. رویکرد و اجتناب دقیقاً همان چیزی است که به ما کمک می کند تا ما را زنده نگه دارد. به همین دلیل گفته می شود که سیستم لیمبیک بسیار “ابتدایی” است و در همه انواع گونه ها یافت می شود.

به دلیل سرعت عملکرد سیستم لیمبیک، مغز شما می تواند چیزی را به عنوان خطرناک ثبت کند (مثلاً اتومبیلی که با سرعت در حال عبور از کنار شماست) و شما را وادار کند که از مسیر خارج شوید/از آن اجتناب کنید قبل از اینکه حتی آگاهانه بدانید چه اتفاقی افتاده یا زمانی برای فکر کردن داشته باشید، تمام می شود.

هنگامی که به چیزی تهدید کننده برخورد می کنید، هیپوکامپ شما بلافاصله تصویر را با لیست خطرات ذخیره شده خود مقایسه می کند. سپس هیپوکامپ با ارسال هشدارهای با اولویت بالا با آمیگدال شما ارتباط برقرار می کند که اقدامات سریع سیستم های مبارزه یا گریز / هورمونی شما را دنبال می کند.

مغز معمولاً اطلاعات منفی را سریعتر از اطلاعات مثبت تشخیص می دهد تا اطمینان از بقا را در اولویت قرار دهد. این اغلب «سوگیری منفی» ما نامیده می‌ شود و توضیح می‌ دهد که چرا به خاطر سپردن وقایع بد اغلب آسان‌ تر از رویدادهای مثبت است. به دلیل این تمایل، برای برخی از افراد می‌ تواند به راحتی مضطرب یا افسرده شود، اگر آنها خود را آموزش ندهند که روی چیزهای خوب زندگی‌ شان تمرکز کنند یا فعالیت‌ های آرام‌ بخش و سپاسگزاری انجام ندهند.

کلام آخر

سیستم لیمبیک اتصال بسیاری از ساختارهای مغز است که علاوه بر حافظه، به یادگیری، انگیزه و عملکردهای بدن مانند اشتها و میل جنسی به کنترل احساسات کمک می کند.

زیر بخش های سیستم لیمبیک شامل هیپوکامپ، آمیگدال و هیپوتالاموس است.

یکی از قابل توجه ترین زمینه هایی که اسانس ها بر آن تأثیر می گذارند، احساسات شما است که به فعال شدن سیستم لیمبیک / هیپوکامپ شما مرتبط است. روغن‌ های ضروری که می‌توانند به بهبود خلق و خو، انرژی و تمرکز شما کمک کنند عبارتند از نعناع، اسطوخودوس، پرتقال و کندر.

برای سالم نگه داشتن سیستم لیمبیک خود، از روغن‌ های ضروری تسکین‌ دهنده یا نشاط‌ آور استفاده کنید، تنفس عمیق را تمرین کنید، تجسم‌ سازی یا تصویرسازی هدایت‌ شده را امتحان کنید، ورزش کنید و چیزهایی مانند مراقبه هدایت‌ شده و دعای شفابخش را امتحان کنید تا به ذهن اگاهی، سکون و سکوت عادت کنید.

منبع:

draxe

مهاجرت به فنلاند در مقطع دبیرستان



پیشنهاد میشه بخونید : برای مشاهده جزئیات کامل این خبر «ارتباط سیستم لیمبیک با سلامت عاطفی و روانی ما»اینجا را کلیک کنید. شفاف سازی:خبر فوق در سایت منبع درج شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است .چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید جهت حذف آن «اینجا» را کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

اخبار برگزیده

هم اکنون میخوانند ..