اینستاگرامی ها

پکیج تبلیغاتی

اطلاعــیه پرتال تفریحی خبری نیوزس در جهت ثبت در س


مطالب مهم

»اخبار سپاه و داعش و سوریه » حمله مجلس » سریال عاشقانه » سریال شهرزاد » سهام عدالت » فال وطالع بینی امروز » عکس های لورفته ...

تبلیغات

سایت نیازمندی های بازارچه 96




دروغگويي يا چاپلوسي

دروغگويي يا چاپلوسي

خبرگزاري آريا –
ترک دروغ
تملق و چاپلوسي به اشکال متنوع و در لايه هاي مختلف اجتماعي بازتوليد مي شود‎
يکي از ويژگي هاي بارز ما ايراني ها دروغگويي، تظاهر و چاپلوسي است. ما مردماني هستيم که براي حفظ موقعيت و يا دستيابي به شرايطي بهتر، عزت نفس مان را تهي از انسانيت مي کنيم و از افرادي که منافع مان به آنان وابسته است، بُتي دروغين مي سازيم تا اموراتمان بگذرد.
ما مردماني هستيم که در تعاملات روزانه مان در لفافه و کنايه صحبت مي کنيم و در صورتي که احساس خطر کنيم، منظورمان را به شکل رياکارانه اي وارونه جلوه مي دهيم.
ما مردماني هستيم که با موقعيت سنجي هايي به اصطلاح زيرکانه تعارف هاي بي پشتوانه اي را نثار همديگر مي کنيم، به اميد اين که در آينده بتوانيم امتيازي را از ديگراني که براي ما مهم هستند، بدست بياوريم.
ما در ارتباطات روزمره مان دائماً در حال تفسير و ذهن خواني افکار ديگران هستيم. زيرا پيام رسايي را دريافت نمي کنيم و اگر کمي تعمق کنيم، در مي يابيم که ريشه اکثر غيبت ها، تهمت ها و درگيرها در سطح فردي و اجتماعي، ناشي از رفتارهاي دو گانه ي ماست.
چرا که نمي خواهيم احساسات و عقايد مثبت و منفي مان را صريح، واضح و روشن بيان کنيم و متاسفانه همه اين ارتباطات که توام با کنايه، ابهام، دوپهلو سخن گفتن و وارونه جلوه دادن احساسات بيان مي گردد در قالب رعايت مناسبات احترام آميز به نمايش گذاشته مي شود.
متاسفانه همه با هم دروغ مي گوييم و همه هم معناي آن را به خوبي درک مي کنيم و همه هم به روي هم نمي آوريم؛ چون اين الگوي رفتاري تاکتيکي براي حفظ موقعيت، کسب درآمد، منزلت و يا توجه بيشتر مي باشد.
در واقع رياکاري به عنوان يک ضرورت اجتماعي در رفتارهاي ما ايراني ها ريشه دوانده و تابعي از ميراث فرهنگي جامعه است که به ما تحميل شده و ما هم با همين الگوهاي رفتاري نادرست خو گرفته ايم و همانند يک ژن فرهنگي به نسل هاي بعدي مان انتقال مي دهيم.
با نگاهي جامعه شناختي به گذشته جامعه ي ايران پي به حکومت هايي خواهيم برد که حاکمان مستبد فرمان مي راندند و زيردستان به جز اطاعت و فرمانبري نقش ديگري نداشتند. در اين نظام سلطه، زندگي خصوصي و اجتماعي افراد فرودست تحت نفوذ افرادي قرار داشت که در موقعيت هاي فرادستي قرار داشتند. در واقع اولين مشخصه ي اين نظام ها ناامني بوده و بر اين اساس در مي يابيم که بين ارباب و رعيت در تمامي سطوح ارتباطي، دروغگويي و چاپلوسي براي براي بدست آوردن امنيت اقتصادي و اجتماعي به شدت رواج داشته است. با تعمق در مناسبات رسمي و غير رسمي پي مي بريم که اين ژن فرهنگي که در يک بستر تاريخي- اجتماعي به ما تحميل شده، همچنان به عنوان يک الگويِ رفتاري پذيرفته شده در جامعه امروزي ما رواج دارد و مشاهده مي کنيم که تملق و چاپلوسي به اشکال متنوع و در لايه هاي مختلف اجتماعي بازتوليد مي شود لذا القاب و عناوين تحقيرشونده اي همچون نوکر، مخلص، دست بوس، قربان، چاکر و … مفاهيم رايجي هستند که افراد فرودست در برابر اشخاص فرادست به کار مي گيرند تا از مزاياي اين حقارت گويي ها چيزي عايدشان گردد.
ترک دروغ
در يک جامعه ي سالم، تعاملات احترام آميز از طريق آزار نرساندن به يکديگر خود را نشان مي دهد‎
در واقع اغراق، بزرگنمايي و غلوگويي در مورد افراد فرادست و تحقير افراطي خود، به عنوان يک تاکتيک موفقيت آميز در رفتار ما ريشه دوانده و حاکم بر رفتارهاي ماست و همه ي اين تعريف، تمجيد و بله قربان گويي ها تحت عنوان احترام تلقي مي گردد و از سوي ديگر، مشاهده مي کنيم کوچکترين مخالفت با عقيده و يا نقدي منصفانه از سوي انسان هاي آزاده و فرهيخته ي جامعه، به عنوان بي احترامي تلقي شده و منجر به طرد اجتماعي شان مي گردد که اين معناي ضمني ما را وا مي دارد که براي ابراز احترام به افرادي که گره گشايي کارمان به موافقت آنان وابسته است به مجيز گويي از آنان بپردازيم و بر همين اساس است که در مقابل عيوب افرادي مانند رئيس، کارفرما، استاد، همسر و … سکوت ناخواسته اي را اختيار مي کنيم. زيرا اگر مخالفتي صورت بگيرد، توهين تلقي شده و به خشم و غضب آنان منجر مي شود و شايد آرامش زندگي مان براي هميشه به مخاطره بيفتد.
با تحليل محتواي گفتگوهاي روزمره در مي يابيم که افراد شکل و قالب هاي ارتباطي را رعايت مي کنند. ولي ماهيت پيام شان دچار نوعي وارونگي است. به طور مثال شخصي از همکارش بابت موضوعي به شدت دلخوري دارد و اين مسئله رشته افکار ش را بهم ريخته ولي در مواجه شدن با همکارش، تاکتيکي متضاد را بر مي گزيند و طوري عادي رفتار مي کند که انگار اتفاقي نيفتاده و نکته در خور توجه اينکه اگر از او در مورد ناراحتي اش پرسش شود با پاسخ هاي ابهام آميزي روبرو مي شويم و يا اگر در يک ميهماني حضور داريم و تمايلي به ارتباط با يکي از ميهمانان نداشته باشيم به خاطر اينکه از نيت ما آگاه نشود با اصرار از او دعوت مي کنيم که به عنوان ميزبان در خدمتش باشيم.
شايان ذکر است که اگر از شخصي خوشتان نمي آيد و يا در حال حاضر تمايلي براي ميزباني نداريد، جاي ايراد نيست، اما وانمود کردن به اين که بسيار مشتاق ميزباني هستيد، اين ارتباط را پيچيده مي کند. بنظر مي رسد ترس از طرد شدن در يک ارتباط دوستانه، افراد را به سخناني ابهام آميز و يا احترامي رياکارانه وا مي دارد که ارتباطات خانوادگي و دوستانه را مختل مي کند و پيامدي جز سوء تفاهم و قضاوت هاي نادرست ندارد.
با دقت در تعاملات اجتماعي در مي يابيم که اين شيوه ي رياکارانه و مبالغه آميز نوعي بي اعتمادي را در مراودات روزمره ما رواج داده که بي اهميت ترين مسئله در زندگي را بايستي با کلماتي همچون؛ به جان بچه ام، به خدا قسم، به مرگ مادرم، به جدم و … عجين کنيم تا ديگران را متقاعد کنيم که دروغ نمي گوييم يا در بيان ابراز صميميت و دوستي نيز بايستي از مفاهيمي همون؛ فدايت شوم، پيش مرگت گردم، قربانت شوم و يا در ابراز خشم و نفرت هم از عباراتي مانند؛ بري و بر نگردي، مرگتو ببينم، ديدار به قيامت و … استفاده مي کنيم. در حاليکه نه در بيان صميميت متعارف، کسي حاضر است جانش را فداي کسي کند و نه در ابراز هيجانات کسي راضي به مرگ ديگري است.
ما آنچنان به گفتن و شنيدن اين مبالغه گوئي ها عادت کرده ايم که تا حرف ها، خواسته ها و حوادث را چند صد برابر بزرگ جلوه ندهيم کسي به اهميت موضوع پي نمي برد. به عنوان مثال اگر سرمان درد مي کند و مي خواهيم در خانه کمي سکوت برقرار باشد، بايد اطرافيان را متقاعد نماييم که مغزمان از شدت درد در حال متلاشي شدن است، و گرنه کسي به حرف ما توجهي نمي کند. کارمند يک سازمان بابت يک روز نيامدن در سر کار بايستي بيماري خود، فرزند و يا يکي از عزيزانش را به دروغ در ذهنش باز سازي کند و به شکل مبالغه آميزي بيان کند تا بتواند به رئيس بالا دستي توضيحي متقاعد کننده بدهد و يا اگر به مبلغي پول براي امورات زندگي نياز پيدا کنيم بايستي بدترين گرفتاري و بدبختي هاي عالم را به خودمان منتسب کنيم تا بتوانيم استحقاق دريافت يک وام و يا مساعده ي ناچيز را داشته باشيم.
در يک جامعه ي سالم، تعاملات احترام آميز نه از طريق تعريف و تمجيد هاي افراطي و رياکارانه، قربان صدقه رفتن و يا اظهار ارادت تام و تمام با عقايد و ده ها رفتار و گفتار شرم آور ديگر، بلکه با تحقير نکردن و يا طرد همديگر به خاطر جنس، لهجه، شغل، قوميت، قضاوت نکردن و برچسب نزدن و در يک جمله آزار نرساندن به يکديگر خود را نشان مي دهد.
اين سنت ناپسند که از گذشته شروع شده و ما همچنان در آن گرفتار آمديم خصوصيات ما ايراني ها را شکل داده و متاسفانه پذيرش و باز توليد اين الگوهاي رفتاري نيز باعث حفظ و تثبيت تملق و چاپلوسي در تعاملات اجتماعي ما گرديده است.
بياييم با هم، به آن‏چه بر ما گذشته است از منظري آسيب شناسانه بنگريم و براى درد بزرگى كه ما را از درون رنج مى‏ دهد و تحليل مي ‏برد، چاره ‏جويى كنيم.
منبع : تندرست نيوز




پیشنهاد میشه بخونید : برای مشاهده جزئیات کامل این خبر «دروغگويي يا چاپلوسي»اینجا را کلیک کنید. شفاف سازی:خبر فوق در سایت منبع درج شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است .چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید جهت حذف آن «اینجا» را کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

اخبار برگزیده