تبلیغات ویژه

» خرید ممبر تلگرام »طراحی سایت و سئو »خرید فالوور و لایک »ادمین حرفه ای اینستاگرام »پکیج آموزش ارزهای دیجیتال »تبلیغات در اینستاگرام »خرید پیج اینستاگرام

مطالب مهم




از «پلاسکو» تا «متروپل» ؛ حسرتی به نام مُردن به «مرگ طبیعی» !

عصرایران؛ مصطفی داننده - «پلاسکو» که سوخت و ریخت، گفتیم که جانی برایش نمانده بود و تاب مقاومت در برابر هٌرم آتش را نداشت اما «متروپل» آبادان چی؟ او که تازه قد علم کرده بود؟ او که می‌خواست سری در سرها دربیاورد؛ چرا ناکام فروریخت؟

چون پاسخ  این سوال را می‌دانیم منتظر به صف شدن مقصرین در برابر دستگاه عدالت هستیم. حالا می‌خواهد این مقصر هر نهاد، سازمان یا فردی باشد. عبدالباقی باشد یا شهرداری، شورای شهر باشد یا نظام مهندسی؛فرقی نمی‌کند، همه در یک خط باید در برابر این فاجعه دردناک پاسخ دهند.

مگر می‌شود سازه عظیمی با 10 طبقه،  بالا برود و این چنین فروبریزد؟ آنهایی که به این ساختمان پایان کار دادند کجایند؟ آن ناظر شهرداری که این پروژه را تایید کرده کجاست؟ چرا همانطور که مثل بلای آسمانی بر سر شهروندی که دو آجر از آجرهای حیاط خانه‌اش را جابجا کرده، نازل می‌شوید، سر این پروژه خراب نشدید؟

از «پلاسکو» تا «متروپل» ؛ حسرتی به نام مُردن به «مرگ طبیعی» !

نهادهای نظارتی کجا بودند که کج رفتن این دیوار تا ثریا را دیدند و دم نزدند؟ چقدر کارشناسان گفتند این زیبا که به آسمان رفته است، فرشته نیست و دیوی است که به زودی روی سر همه ما خراب خواهد شد؛ اما گوش شنوایی نبود تا دوم خرداد 1401 که متروپل آبادان مثل تمام غم‌هایی که این سال‌ها دیده‌ایم روی سرمان خراب شد.

چه غمگین که سوم خرداد هم در پیش است. روزی که دلاوران ایران، جان به کف گرفتند و دشمن را از خاک خرمشهر بیرون کردند و امروز باید بفهمیم که در دل آبادان سودجویانی هستند که در لباس هم وطن، خون مردم را در بهترین حالت با سهل انگاری در خیابان امیری آبادان جاری کردند.

از «پلاسکو» تا «متروپل» ؛ حسرتی به نام مُردن به «مرگ طبیعی» !

امیدوارم که حداقل در این یک مورد بدون هیچ توضیح اضافه‌ای، عدالت برقرار شود. نشود نماینده‌ای یا مسؤولی بگوید که این یک اتفاق بوده و استثناست و همه ساختمان‌های تازه ساخته شده کشور ایمن هستند. این را می‌گویم چون دیده‌ایم که نماینده‌ای گفته است:«بازنشدن ایربگ ۱۰۰ خودرو بین ۹۰۰ هزار آمار ناچیزی است!»

القصه که دل‌مان برای مردمان آبادان خون است. برای آنهایی که همه مشکلات از آلودگی هوا تا گرانی را تحمل می‌کنند و امروز هم باید نگران و داغدار آنهایی باشند که زیر آوارهای متروپل دفن شده‌اند. این حس را در زمان ریختن پلاسکو به خوبی درک کرده‌ایم. همه منتظر یک خبر از زیر آوار آهن، آجر و آتش بودیم. امید است این بار حداقل آوار کمتر نامهربان باشد.

ما لایق اینگونه راحت مردن نیستیم. ما نباید قربانی مدیران بی‌کفایت و بی‌لیاقت شویم، فرقی هم نمی کند، چه برایمان خودرو بسازند، چه بر تولیدات غذایی نظارت کنند، چه مسؤول هوای پاک باشند، چه متولی تامید دارو و چه حاکم ساخت و سازهای خانه ها و مغازه هایمان... به مرگ طبیعی مردن هم گویا قرار است در این سرزمین به "حسرت" تبدیل شود.


پیشنهاد می کنیم پست های زیر را هم ببینید:

کانال عصر ایران در تلگرام



پیشنهاد میشه بخونید : برای مشاهده جزئیات کامل این خبر «از «پلاسکو» تا «متروپل» ؛ حسرتی به نام مُردن به «مرگ طبیعی» !»اینجا را کلیک کنید. شفاف سازی:خبر فوق در سایت منبع درج شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است .چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید جهت حذف آن «اینجا» را کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

جستجو های اخبار روز

اخبار برگزیده

هم اکنون میخوانند ..